Label

نویسنده کتاب «عاشق»

نویسنده کتاب عاشق خیلی جالب در مورد گذر عمر صحبت می‌کنه با خواننده کتابش
در بخشی از کتاب آورده: در پانزده سالگی چهره‌ام سرشار از لذت بود، من اما با لذت آشنا نبودم. این چیزها به عینه در چهره‌ام نمایان بود، حتی مادرم هم این‌ها را می‌دید، برادرانم هم می‌دیدند. همه چیز برای من با همین چهره شروع شد، با این چهره نمایان، خسته و این چشم‌ها چه زود و حتی زودتر از تحربه، به گردی نشسته بود.
دارم صفحه ۵ از ۶۷ رو میخونم
نویسنده از اول کتاب در مورد گذر زمان و تحمل سختی‌های زندگی که تقریبا از پا درآورده بودش نوشته و خیلی جذابه برای دنبال کردن
تکمیل نوشته بعد از خواندن سایر صفحات کتاب …

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

© 2017 احسان